محمد دهدار

46

رساله علامه بزرگوار محمد دهدار در قضا و قدر (فارسى) (تعليقات حسن حسن زاده آملى)

اگر نفس باشد نفس موجود مجردى است كه به لحاظ تعلق به بدن و تدبير در آن عنوان نفس بر او طارى مىشود و چنين موجودى هر چند در مقام ذاتش مجرد است اما در مقام فعل تعلق به بدن دارد خواه نفس كل باشد كه تعلق به كل عالم اجسام دارد ، و خواه نفوس ناطقه جزئيه كه هر يك تعلق به بدنى خاص دارد . پس اگر نفس صادر اول باشد با وصف عنوانى نفس لازم آيد كه صادر اول كثير ب‌اشد يكى ذات نفس و ديگر بدن او و اين محال است . و همچنين صادر اول ممكن نيست جسم بوده باشد چون جسم مركب از دو مبدأ خود بنام هيولى و صورت است ، پس لازم آيد كه از فاعلى آن چنان اعنى معطى وجودى كه واحد حقيقى است كثير صادر گردد و اين محال است . و همچنين اگر صادر اول هيولى باشد محال است زيرا هيولى قوه محض است يعنى آن ماده نخستين كه جوهرى غير محسوس قابل انفعال است نه صورت جسميه كه صورت مقابل ماده است ، و قوه محض بدون صورت جسميه تحقق و حصول نمى يابد چه هيولى در وجودش محتاج به صورت است چنان كه صورت در تشخص خود محتاج به هيولى است نه در وجودش ، و اين تلازم بين هيولى و صورت بحسب تحقق خارجى آنها است كه انفكاك آن دو را از يكديگر نشايد ، پس اگر هيولى صادر نخستين باشد بايد صادر اول در خارج مركب باشد و اين نيز بنابر قاعده الواحد باطل است . و همچنين اگر صادر اول صورت جسميه باشد باز ممكن